بهترین راه برقراری ارتباط با دیگران از نگاه جان سی مکسول

جان سی مکسولJohn Calvin Maxwell، کارشناس رهبری کسب و کار، سخنران و نویسنده معتبر آمریکایی است که کتاب‌های بسیاری را عمدتاً با تمرکز بر روی رهبری و مدیریت نوشته است. میلیون‌ها نسخه از کتاب‌های مکسول به فروش رفته، و بعضی از آن‌ها در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفته‌اند. در ایران نیز تا کنون کتاب های زیادی از جمله: 5 سطح رهبری، اخلاق حرفه ای در تجارت، مدیریت ارتباط، درجا زدن ممنوع و …  از این نویسنده به فارسی ترجمه و فروش رسیده است.

در این مقاله بهترین شیوهء برقراری ارتباط از نگاه جان سی مکسول را نقل کرده‌ام، بخش‌هایی از کتاب «از گفتگو تا ارتباط» جان سی مکسول، که تا کنون بیش از 18 میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. 

 

برای یادگیری بهترین شیوه ارتباط با دیگران، کارهای یک فرد فوق حرفه‌ای در برقراری ارتباط را تقلید کنید.

جان سی مکسول

 

 گفتگو کنید

از کجا می‌فهمید با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کرده‌اید؟

آنها هرکاری برای شما انجام می‌دهند؟ به نیکی از شما سخن می‌گویند؟ با شما ارتباط احساسی برقرار کرده؟ به راحتی حرف‌هایشان را می‌زنند و از بودن در کنارتان لذت میبرند؟

ایجاد ارتباط صمیمانه به تشخیص و تصدیق ارزش دیگران بستگی دارد. تمرکز را از خودتان بردارید و آن را به افراد اطرافتان معطوف کنید. نحوه کنار آمدن با دیگران را بیاموزید. برای داشتن ارتباط بهتر با دیگران، با آن‌ها صحبت کرده و مکالکه را بر نگرانی‌های آنها متمرکز کنید، نه مسائل خودتان.

تصور کنید شخصی که با او صحبت می‌کنید چگونه به این سوالات در مورد شما پاسخ خواهد داد:

آیا به من اهمیت می‌دهید؟

 صحبت کردن در مورد نیازهای خود را پایان دهید و به نیازهای فرد مقابل توجه کنید. نشان دهید که واقعا به دیگران اهمیت می‌دهید.

آیا می‌تواند به من کمک کند؟

فروشندگان بزرگ با این مثال قدیمی اما واقعی زندگی می‌کنند:

هیچکس دوست ندارد چیزی را به او بفروشند، بلکه دوست دارد به او کمک کنند.

به جای اینکه به دنبال افرادی باشید که به شما کمک کنند، در کمک به دیگران پیش قدم باشید.

آیا می‌توانم به او اعتماد کنم؟

عشق میان انسان‌ها حیاتی است، اما مورد اعتماد بودن از آن هم مهم تر است.

اگر مورد اعتماد نباشید، هرگز نمی‌توانید با کسی ارتباط برقرار کنید.

 

برنامه شما برای دیگران مهم نیست، اما کمک شما در پیشبرد برنامه‌های آنها برایشان مهم است. برای جلب اعتماد و همراهی دیگران از آنها حمایت کنید. ایجاد ارتباط به همین سادگی است، به شرطی که آن را به روشی صادقانه و باورکردنی انجام دهید. رفتار شما بسیار پر معناتر از گفته‌های شماست.

در حقیقت واژه‌ها اثر کمی در ارتباط دارند. میزان اثرگذاری شما به این بستگی دارد که چقدر از ماهیت خود را آشکار میکنید.

 

 انرژی صرف کنید

برای ایجاد ارتباط با دیگران باید انرژی واقعی صرف کنید. اگر منتظر باشید تا آنها پیشقدم شوند، تنها خواهید ماند. اما حواستان باشد که ناگهانی اقدام نکنید، آنچه می‌خواهید انجام دهید یا بگوئید را از قبل آماده کنید.

نصیحت سام والتون یعنی قانون 10 قدم را در برابر افراد زندگی خود به کار گیرید. کارکنان فروشگاه وال‌مارت این قانون را بر اساس باورهای والتون بنا نهاده‌اند:

من رسما عهد می‌بندم که هربار مشتری در 10 قدمی من رسید، لبخند بزنم، به چشمان او نگاه کنم و به او خوشامد بگویم.

باید برای شناخت افراد انرژی بگذارید، اما خود را بیش از حد خسته نکنید. وقتی در همایشی صحبت می‌کنید، هرچه تعداد مخاطبان بیشتر باشد، باید انرژی بیشتری صرف کنید. برای ایجاد ارتباط  با گروهی از افراد، در ابتدا شناخت کافی از آنها پیدا کنید. وقتی با  دیگران ملاقات می‌کنید، خود را به همه معرفی کنید و چه با یک نفر رو‌به‌رو می‌شوید چه با یک گروه یا جمعیتی بزرگ، به افراد بگوئید که آنها را تحسین می‌کنید.

 

وجه اشتراک را پیدا کنید 

یکی از بهترین روش‌های کاربردی ارتباط با دیگران پیدا کردن وجه اشتراک با آنهاست. برای پیدا کردن وجوه اشتراک خود با افرادی که تمایل دارید با آنها ارتباط برقرار کنید، درباره‌ی آنها بیشتر حقیق کنید و بیاموزید.

متاسفانه برخی یافتن وجوه اشتراک را به دلایل زیر مشکل می‌دانند: 

  1. خود بینی| من دانسته‌ها، خواسته‌ها واحساسات دیگران را می‌دانم. 

وقتی نسبت به دیگران دید کلی داشته باشید، اغلب دچار اشتباه خواهید شد. درباره مردم نظر کلی ندهید و فکر نکنید نمی‌توانید چیزی از آنها بیاموزید. دیگران حتما می‌توانند شما را شگفت‌زده کنند. 

  1. تکبر| نیازی به دریافت دانسته‌ها، خواسته‌ها و احساسات دیگران ندارم.

هسته اصلی ارتباط، اهمیت دادن و توجه به دیگران و تلاش برای درک آنهاست.

  1. بی تفاوتی| به دانسته‌ها، خواسته‌ها و احساسات دیگران اهمیتی نمی‌دهم.

افرادی که چنین احساسی دارند، فقط بر خودشان تمرکز می‌کنند و احتمالا نمی‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند.

امروزه دانشمندان اعلام کرده‌اند که درمانی برای مشکل بی‌تفاوتی یافته‌اند. با این وجود آنها ادعا کرده‌اند که  هیچکس کوچک‌ترین علاقه‌ای به آن نشان نداده ‌است. 

جرج کارلین

  1. کنترل| نمی‌خواهم دیگران دانسته‌ها، خواسته‌ها و احساسات من را بدانند.

اگر خود و دانش خود را از کارمندان کارمندانتان دریغ کنید، انتظار تضعیف روحیه آنها را داشته باشید. مرتکب چنین اشتباهی نشوید. با دیگران وقت بگذرانید، گوش کنید و علایق آنها را بشناسید. درباره چیزهایی که دوست دارند و ندارند از آنها سوال کنید. تحسین و توجه نشان دهید. نشان دهید که فردی شبیه آنها و حامیشان هستید.

 

از شفافیت، شوخ طبعی و لبخند استفاده کنید

برخی از افراد احساس می‌کننئ که باید به روشی پیچیده وسخن بگویند و بنویسند تا دیگران فکر کنند که آنها دانا هستند و مطلب مهمی برای گفتن دارند. در صورتی که موضوع کاملا برعکس است. برای برقراری مکالمه و ایجاد ارتباط، از افکار و ایده‌های ساده و قابل فهم استفاده کنید. هرچند کار ساده‌ای نیست.

 

من این نامه را طولانی‌تر از حد معمول نوشته‌ام، زیرا وقت کافی نداشتم تا آن را کوتاه‌تر کنم.

پاسکال بلیز 

 

برای جلب توجه، اطلاعات و داستان‌هایی آماده کنید که بامزه، محرک احساسات، انگیزاننده یا مفید باشند. هدف شما این است که مردم را بخندانید، به احساسات آنها نفوذ کنید، به آنها انگیزه دهید و زندگیشان را ساده تر کنید. برای برنده شدن، بر اساس این استراتژی سه‌گانه با آنها گفتگو کنید:

مبحث را ساده کنید، آن را آرام بگوئید، لبخندب بر لب داشته باشید.

سپس از این 5 دستورالعمل پیروی کنید:

  • با مردم از موضع یکسان سخن بگویید نه از بالا

موقع ارتباط برقرار کردن حتما این نکته را در نظر داشته باشید که هیچکس دوست ندارد دیگران با او رئیس‌مابانه رفتار کنند. پس برای نتیجه بهتر با مردم  دوستانه و از موضع یکسان حرف بزنید.

  • مستقیما به اصل موضوع بپردازید

وقتی حرفی برای گفتن دارید، دقیقا همان را بگوئید.

  • بارها و بارها و بارها و بارها آن را بگویید

تکرار کنید در غیر این صورت مردم ارزش صحبت شما را درک نخواهند کرد.

سه واژه در ایجاد ارتباط با دیگران حیاتی است: شجاعت، شوخ طبعی و تکرار.

دانیل پینک

  • واضح سخن بگویید

چیزی نگوئید و ننویسید مگر زمانی که دقیقا می‌دانید چه می‌خواهید بگوئید. برداشت مخاطب چیزی است که خود درک می‌کند، نه آنچه شما می‌گوئید.

  • کمتر سخن بگویید

من پیتزای سخنرانی خود را ارائه می‌دهم، اگر آن را در کم‌تر از 30 دقیقه به دست شما نرساندم، لازم نیست پولی به من پرداخت کنید.

این صحبت جان مکسول به عنوان سخنران برنامه‌ایست که دیر شروع شده بود.

 

افکار خود را به اشتراک گذارید